دوش تدبیر کردم،
تدبیر در باره ای موجودی که بخاطرش زنده هستم.
آن مشعلی فروزانی است که همیشه برایم نور هدایت می بخشد. موجودیست مهربان، مهربان مثل خداوند یا شاید هم بیشتر از او. آنقدر دل رحم دارد که بر مورچه ای ظلم نمی کند، آهان ظلم! صفت ظالم بودن اصلاً به او نمی زیبد.
مادر والاترین معنای فداکاریست، موجودیست که با قلب شادی ندیده اش و با دستهای رنج آشنایش برای فرزندانش آسایش فراهم کرده است.
مادرم!
دستهای لرزانت، موهای سفیدت، چهره ای پر چینت همه بیانگر فداکاری، تلاشها و ازخود گذشتگیهایت می باشند.
وجودت چراغانی ام می کند... تورا می ستایم!
چون تو هستی که شب ها تا سحر بیدار بودی تا من در خواب ناز باشم.
ای مادر!
ای کسی که مراحم دردهایم هستی، دوستت دارم!
عطیه ای هستی که بهشت زیر پای توست...... بهشت که ارزان نیست.
نامت قشنگترین و مقدس ترین نام است، خودت زیباترین نعمت!
صفاتت را در یک صفحه گنجانیده نمی توانم، هر قدر که بگویم مثل یک قطره ای از دریای صفاتت می باشد.....
خدایا!
سپاسگذارم از تو که چنین نعمتی را برایم اعطا کرده ای!
مادرم! با تمام وجودم دوستت دارم!!!